The Time Cure: Overcoming PTSD with the New Psychology of Time Perspective Therapy
$18.87
By Philip Zimbardo, Richard Sword, Rosemary Sword

مقدمه ای بر درمان زمان

از Phil Zimbardo

چندین سال قبل، مرد جوانی که آن را James خواهم نامید در دفتر دانشگاه استفورد برای اینکه به خجالتی بودنش کمک کنم به دیدار من آمد. در گفتگوی بین ما درباره ی منشا ناراحتی اش وقتی در بین مردم است، به من گفت که هر کسی را که می دید برای او یادآور کسی بود که در گذشته به او صدمه زده بود یا او را نادیده گرفته بود برای همین نمی توانست ریسک راحت بودن با آنها را قبول کند. سپس یک تصویر بسیار جالبی را به آن ربط داد: او می گفت زندگی او حول هشتاد اسلاید سازماندهی شده است که او آن را صف آرایی کرده است و آن را پروژکتور اسلاید ذهنی Kodak Carousel می نامید. وقتی نمایش اسلاید ها آغاز شد، تصاویر در خودآگاه فعلی او با دنباله ای قابل پیش بینی و قابل اطمینان نقش می بستند. پس حس حال او، اسلایدی در صفحه ی ذهن او بود، حس گذشته ی او اسلایدی که تازه مشاهده کرده بود و حس آینده ی او توسط اسلاید یا اسلایدهایی که بعدا می آمدند تعیین می شد. اولین فکر من این بود که این شبیه به استعاره ی معقولی برای حافظه می باشد.

با اینحال آنچه که او بعدا به من گفت، کاملا نگران کننده بود: اسلایدهای James فقط پر از اسلایدهای تجربیات منفی بود- نادیده گرفته شدن ها، شکست ها، فرصت های از دست رفته، اشتباهات، محاسبات غلط، معاملات غلط، و غیره. پس حس فعلی او همیشه از رخداد گذشته ی منفی بوده است؛ حس گذشته ی او نیز از رخداد منفی بوده است؛ و اسلاید پیش بینی آینده ی او همیشه یک رخداد منفی قابل پیش بینی از گذشته اش بود! بدتر از آن، اسلاید ذهنی او خارج از کنترل آگاهانه او بود- این قضیه می توانست در هر زمانی با یادآوری یک تجربه بجریان بیفتد؛ لذا مشاهده ی تکراری تمام این تصاویر ناگوار از تجربیات منفی گذشته اش آنقدر آشکار و واضح بود که آنها را در ذهن او روشن تر می کرد.

من خیلی راجع به برنامه ی درمانی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که به نظر مناسب تصویر خاص او بود. من به James گفتم که Kodak تنها یک چرخ فلک 120 اسلایدی تهیه کرده است که به این معناست که او حالا میتواند 40 اسلاید جدید را به نمایش قبلی خود اضافه کند. او را تشویق کردم تا در خاطراتش بگردد و هر واقعه ای که مثبت بود را پیدا کند: موفقیت، تولدهای خوب، دوستان، غذاهای مورد علاقه، فیلم ها، کتاب ها... و برای هر تصویری که به خاطر می آورد یک اسلاید شفاف و روشن ایجاد کردیم و آن را به صورت تصادفی در چرخ فلک ذهنی او قرار دادیم. اگرچه خاطرات منفی هنوز غلبه می کرد، اما حالا تسکین های گهگاهی وجود داشت. او می توانست ببیند که زندگی افراد خوب، تجربیات خوب، موفقیت و چیزهای خوب دیگری دارد که به موازات بدی بودند.

ما به تدریج اسلاید های خوب از تجربیات قدیمی مثبت را جایگزین اسلایدهای بد کردیم. در دوره ی یک ماهه، این برنامه درمانی با ارزش به کار افتاد و مفاهیم متوازن تر، و متنوع تری از زندگی را با گذشت زمان و توانایی او در شکل دهی زندگی فعلی اش به James نشان داد. همچنین این کار تاثیر عمیقی بر من داشت، که مرا به تفکر عمیقتر درباره ی ماهیت جهت گیری موقتی و تاثیر واقعی که درک ما از گذشته، حال، و آینده بر زندگی ما دارد تشویق کرد.

در اوایل دهه ی 1970، به طور شروع به بررسی جنبه های چشم انداز زمانی کردم. این سفر شگفت انگیز دو دهه ای (که می توانید در فصل 2 درباره آن بخوانید) باعث ایجاد نظریه ی موقتی در سال 1999 در فهرست چشم انداز زمانی Zimbardo یا ZTPI شد که یک سنجش معتبر، قابل اطمینان با مدیریت ساده از تفاوت های فردی در چشم انداز زمانی می باشد.

در سال 2008، ZTPI توسط محققان در سرتاسر دنیا مورد استفاده قرار گرفت. زمان آن رسید که ورای انتشار آکادمیک برای روانشناسان برای انتشار تجاری کتاب برای عموم مردم، انتشار آن عمومی و علنی شود. پارادوکس زمانی، با همکاری John Boyd، اوج هیجان انگیز بیشتر پروژه های تفکرات نظری و پروژه های تحقیق جدید پیشنهادی بود. به نظر من این پایان سفر حرفه ای من با چشم اندازهای زمانی بوده است، اما واقعا اینطور نبود، هنوز می بایستی Richard و Rosemary Sword را ملاقات می کردم.

تحقیق Sword با PTSD و چشم اندازهای زمانی

وقتی اولین سخنرانی عمومی من از کتابمان برای ورک شاپی در انجمن روانشناسی هاوایی در هانالولو در سال 2008 برنامه ریزی شد، پر از شوق بودم. در آخر سخنرانی ام، از جلسه ای که گذشت راضی بودم و دنبال پاداش می گشتم- آفتاب گرفتن در ساحل وایکیکی. همینکه داشتم وسایلم را جمع می کردم یکی از شرکت کننده ها نفس زنان با هیجانی نسبت به چیزی که راجع بهش صحبت کرده بودم به سمت من آمد. در واقع مشخص شد که هیجان او به خاطر چیزهایی بود که گفته بودم.

او به من گفت که اسمش Richard Sword است و روانشناسی از Maui می باشد. او گفت او و زن و همکارش، Rose برای سال ها درباره همین موضوعی که من در پارادوکس زمانی با جانبازانی که از جنگ جهانی دوم سال های سال، و بعضی از آنها برای هفتاد سال، با PTSD ناتوان کننده دست و پنجه نرم می کردند تحقیقات بسیاری کرده اند و به نتایج خوبی دست یافته اند. او گفت که می خواهد از ایده ی من به عنوان استراتژی درمانی برای درمان آن پریشانی وحشتناک استفاده کند. من با احترام کارت خود را به او دادم و از او دعوت کردم که با هم درتماس باشیم. اگرچه سرم خیلی شلوغ بود اما گفتم اگر ایمیلی با عنوان فوری در قسمت موضوع برای من بفرستد من به سرعت متوجه خواهم شد. من فکر کردم او هم مانند خیلی از آدمهای دیگر که با صحبت های نمایشی من به وجد می آیند است و بعد یادشان می رود. هیچ وقت انقدر اشتباه نکرده بودم.

اینطور شد که این دوست ما، Rick، مرد عمل بود و کلماتش آمیزه ای از خوش بینی و خرد بود. او حس فداکاری خاصی برای کمک به جانبازان جنگی آمریکا برای غلبه بر رنجشان داشت. او فقط با کم کردن رنج و درد آنها راضی نمی شد، او می گفت می خواهد PTSD آنها را مدیریت کند تا بتواند آنها را به زندگی کامل و معنادارشان برساند. تغییر زندگی منفی آنها به حالت صفر بدون تمرکز بر بدی ها برای او کافی نبود. او راضی نمی شد مگر اینکه این جانبازانِ با شجاعت، بتوانند به حالت مثبتی که قبل از خدمتشان و فداکاری برای کشورشان از آن لذت می بردند برگردند. این تعریف Sword از درمان کامل برای PTSD در جانبازان بود.

باید قبول کنم که اول فکر می کردم او رویایی با چشمان وحشی داشت. من می دانستم که PTSD هیچ گاه بر هیچ گونه از رفتار های درمانی غلبه نکرده است، در بهترین حالت، می توانست کمی قابل تحمل تر باشد. اما من همچنان به شکاکی خود اما با فکری باز ادامه دادم و مشتاق بودم عکس آن را ثابت کنم. ما از طریق ایمیل ارتباط زیادی برقرار کردیم و ایده ها مدام در حال رفت و آمد بودند.

حالا پیرو مدل نظریه موقتی، Rick و Rose شکل جدیدی از رفتار درمانی استعاره زمانی را با مراجعه کنندگانشان در Maui را عملی کردند. من تشویق شدم اما به سختی به آن اعتقاد قلبی داشتم. آنها با مجبور کردن مراجعه کننده های خود درمفهوم سازی مجدد مشکلات خود با استفاده از تصوراتی که در آن از گذشته دردناک خود آزاد می شدند و به آرامی به سمت حال و آینده مثبت حر کت می کردند، درمان استعاره زمانی خود را تغییر دادند. خانواده Swords تمام این قضایا را در موقعیت اهمیت زمان زندگیمان و اهمیت توازن چشم انداز های زمان گذشته، حال و  آینده قرار دادند. به نظر می رسد مفهوم خانواده Sword از توانایی انعطاف پذیری از یک منطقه زمانی به منطقه زمانی دیگر- بسته به شرایط، نیازهای فعلی و واقعیت ها- ZTPI را در بُعد جدید و هیجان انگیزی از کاربرد عملی قرار داده است. با این حال من به عنوان یک دانشمند، هنوز به این رویکرد ساده درمانی شک داشتم.

درمان چشم انداز زمانی به طور عملی

بعد از اینکه از کنفرانس به خانه برگشتم، نامه هایی از جانبازان مراجعه کننده خانواده Sword پشت سر هم شروع شد که تغییراتی که از درمان خود تجربه می کردند را توصیف می کردند. آنها سرخوش بودند که برای اولین بار در این سال ها قادر بودند از زن خود، خانواده، دوستان، فعالیت های گذشته، خرید کردن و چیزهای دیگر لذت ببرند. آنها دیگر درگیر آن گذشته ی وحشتناک که به مدت طولانی گریبان گیرشان بود، نبودند. آنها شروع کردند به برنامه ریزی برای تعطیلات و ملاقات با مردمی که برای سالها آنها را رد می کردند. آنها به من گفتند که یادآوری خاطرات گذشته ی آنها متوقف شده است و لبخندشان ادامه دارد. و خیلی مشتاق بودند تا تجربه ی تغییر خود را با جانبازان دیگری که از درد  PTSD رنج می برند به اشتراک بگذارند.

چنین توصیفات عجیبی برای انواع درمان روانشناختی نادر است و به خصوص وقتی که تنها بعد از چند ماه درمان اتفاق بیفتد. هنوز آموزش تحقیقاتی من تاکید بر شواهد قوی برای تقویت این حکایت های فردی داشت. من همراهان Sword را به جمع آوری اندازه های پیش از درمان و بعد از درمان در انواع ارزیابی های استاندارد از PTSD با نمونه ی بزرگی از جانبازانی که با درمان چشم انداز زمانی درمان شده بودند تشویق کردم. آنها اینکار را انجام دادند و داده ها آنچه را که جانبازان به من گفته بودند را پشتیبانی می کردند، تاثیر قابل اندازه گیری درمان چشم انداز زمانی از لحاظ آماری در سنجش های استاندارد بسیار معنادار است. کار می کند و عملی است!

و این درمان نه تنها کار کرد، بلکه می توان نشان داد که برای سال ها تاثیر مثبت پایداری دارد- حداقل برای سه سال (مدت زمان پیگیری فعلی). بیشتر تاثیرات سودمند اولیه برای اکثر این جانبازانی که با درمان چشم انداز زمانی درمان شده بودند در این دوره ی زمانی مدید ماندگار شدند . فرض می کنیم که این تاثیرات مدت بیشتری خواهند ماند و اگر ایده آلیست نگاه کنیم دائمی خواهند بود، اگر پسرفت وجود داشته باشد شاید توسط بعضی از عکس های تقویت کننده تکمیل شود.

در این زمان، توصیفات همچنان ادامه داشت. در انجمن روانشناسی آمریکا در تورنتو سال 2009، سخنرانی خود را درباره ی چشم اندازه های زمانی با صحبت درباره ی خانواده Sword و تحقیق پیشگامانه آنها با جانبازان به نتیجه رساندم. وقتی مخاطبین را نگاه می کردم، دیدم کسی برایم دست تکان می دهد- زنی بر روی ویلچر. او هیجان زده به نظر می رسید و مشخص بود می خواهد به من چیزی بگوید. بعد از اینکه صحبتم را تمام کردم او به بالکن آمد و با شور و شوق به من گفت که او جانبازی بوده که قبلا از PTSD رنج می برده که تحت درمان چشم انداز زمانی با خانواده Sword بوده است. او گفت این درمان کمک عظیمی به او کرده است و اینکه او دارد گذشته خود را پشت سر می گذارد. تعجب من را تصور کنید، در اینجا در تورنتو جانبازی بود که آنچه را که داشتم در این اتاق پر از هزاران متخصص سلامت روانی به اشتراک می گذاشتم را تایید می کرد.

در آن زمان یک تصمیمی گرفتیم؛ آیا باید این شکل جدید از درمان را فورا به دنیا بگوییم، تا به کسانی که از پیشرفت درست برداشته اند کمک کنیم؟ آیا باید به درمانگرهایی که این نوع درمان را به پروتکل های درمانی خود نه تنها در PTSD در جانبازان بلکه بقیه ی تروماها و آسیب های زمانی اضافه می کنند راهنمایی دهیم؟ یا بهتر است تا زمانیکه یک آزمایش رسمی بالینی با صدها شرکت کننده درمان چشم انداز زمانی را در مقابل بیشتر درمان های رایجی که استفاده می شود، با شرکت کننده های تصادفی و ارزیابی سیستمی انجام شود صبر کنیم؟

من معمولا می توانستم برای آن گزینه ی آخر برای همکاران خود سخنرانی کنم. با این حال چنین پروژه ی جاه طلبانه ای نیازمند چندین میلیون دلار بود. به دست آوردن اینها سخت و زمان بر هستند- یک سال برای به دست آوردن و چند سال برای انجام آن صرف می شود. پس تصمیم گرفتیم تست خود را در ارتش انجام دهیم و با نوشتن این کتاب به جلو برویم. ما در حال حاضر منتظر خبرهای خوبی از ارتش هستیم. اما در زمان این انتظار و امید، به سمت جلو پیش رفته ایم و کتابی را که در دست دارید را نوشته ایم.

کتابی که دارید از آن لذت می برید و از آن می آموزید بسیار منحصر به فرد است. هدف آن ساده است: فراهم کردن تفسیری از نظریه ی موقتی که من آن را ایجاد کردم و سپس تشریح دقیق اینکه چگونه خانواده Sword این ایده ها را در تاثیرگذارترین درمان های عملی فعلی برای تسکین درد مربوط به PTSD تبدیل کرده اند. شما طرح مشخص و همچنین بیشتر شواهد پشتیبان شفاف، مطالعات موردی حائز اهمیت و داده های عددی قابل اطمینان را مشاهده خواهید کرد.

درمان چشم اندازه زمانی خیلی تاثیرگذار است، تاثیر آن تقریبا سریع است، چند ماه یا کمتر- و هزینه آن به صرفه است. برای مدیریت نیازمند MD ها یا حتی PhD نمی باشد. کارورزان سطح ارشد و همچنین پرستاران یا مددکاران با هوش و متعهد می توانند به طور موثر و کارآمد از آن استفاده کنند.

پشت تمام این کلمات، ایده ها و برنامه ها، اشتیاق این دو شفا بخش یعنی Rick و Rose Sowrd وجود دارد که ماموریت زندگی آنها استفاده از استعدادها و آموزشهایشان برای تسکین درد و کار سرسختانه برای بهبود کیفیت زندگی روزمره ی همه ی مراجعانی که با آنها کار می کنند می باشد. دست های بخشنده ی آنها نه تنها برای جانبازان بلکه برای بسیاری از افرادی که برای کمک به سمت آنها رفته است- نجات یافته های تجاوزهای فیزیکی و جنسی، بیماری های قلبی، نجات یافتگان بلایای طبیعی تروماتیک و غیره باز است. افتخار من بوده است که تحت تاثیر خرد مشتاق آنها و دیدگاه بی پایان مثبت نگر آنها که بهترین بخش ذات انسانی است قرار گرفته ام.

ما امیدواریم که چیزی که در اینجا می خوانید به شما یا افرادی که دوستشان دارید کمک کند تا به جلو به سمت زندگی مثبت تر بروید و اینکه آنچه از این سفر آموخته اید را با کسانی که دوستشان دارید به اشتراک بگذارید. اینکار شما ارتباط انسانی را مستحکمتر و قویتر می کند.